
فقيرم و تو عطايی تو کوثری و بقايی
تو مرهمی و شفايی دعا کنم که بيايی
ميانِ جنگل و بستان چو مرغکان غزلخوان
بخوانمت به ندايی دعا کنم که بيايی
تو شمس و ما همه ماهَت ميان زلفِ سياهت
تو کهکشانِ سخايی دعا کنم که بيايی
منم غلام و کنيزی اسيرِ ديده ی هيزی
تو همنشينِ صبايی دعا کنم که بيايی
تو غرقِ باده و مستی به اوجِ قلّه نشستی
من آن عبيدِ ريايی دعا کنم که بيايی
دلم به عِشوه ربودی به فکرِ کشف و شهودی
بشير خوف و رجايی دعا کنم که بيايی
شدم ز هجر تو گريان به کنج ميکده پنهان
تو ميرِ عقده گشايی دعا کنم که بيايی
مهران ساغری
باب دل : مجموعه اشعار مهدوی بيايی ,مهران ساغری منبع
درباره این سایت